ريشه قيام امام حسين (ع)
آیا انحراف از سنت ابوبکر و عمر - در زمان عثمان - باعث قیام امام حسین علیه السلام شد؟
اگر در صدد ریشه یابی زمینه تاریخی قیام امام حسین علیه السلام باشیم و بخواهیم علل آن را بیان کنیم، ساده لوحانه است که به دنبال ریشه آن در زمان عثمان باشیم؛ بلکه باید ریشه آن را در سقیفه جست وجو کنیم و این سخن ابن عباس را با جان و دل باور کنیم که گفت: «قتل الحسین یوم الاثنین؛ امام حسین علیه السلام در روز دوشنبه کشته شد»؛ دوشنبه ای که پیامبر صلی الله علیه وآله وفات یافت و سقیفه تشکیل شد؛ زیرا که آن زمان، انحراف از سنت رسول خدا صلی الله علیه وآله و دستورات آن حضرت صلی الله علیه وآله، همچون تمسک به قرآن و عترت (ثقلین) و سفارش به ولایت حضرت علی علیه السلام هویدا گشت.
اگر برای شخص معاویه و نیز خاندان بنی امیه، نقش محوری در پدید آمدن حادثه عاشورا قائل باشیم، باید بدانیم که نقطه آغازین قدرت گرفتن اینان، نه در زمان عثمان، بلکه در زمان ابوبکر بود؛ زیرا پس از آن که چند روز بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله، ابوسفیان از نجران بازگشت و جریانات سیاسی خلافت را مشاهده کرد، در صدد فتنه انگیزی علیه حکومت ابوبکر برآمد و در این راه، قصد استفاده ابزاری از حضرت علی علیه السلام را داشت و آن حضرت علیه السلام دست رد بر سینه او زد؛ اما همین فعالیت کافی بود تا حکومت، پی به خطر ابوسفیان برده، برای همراهی او تدابیری بیندیشد. اولین تدبیر، بخشیدن سهم عظیمی از صدقات نجران به او بود و در دومین گام، فرزند او یزید را فرمانده سپاه بزرگ شام کردند؛ در حالی که اصحاب بزرگی همچون عمار، مقداد، سلمان، طلحه، زبیر، سعد بن ابی وقاص و ... را در مدینه بیکار نگه داشته بودند. پس از در گذشت یزید، از سوی عمر، برادرش معاویه به فرماندهی سپاه شام منصوب شد و در حالی که عمر انواع سخت گیری ها را نسبت به فرماندارانش اعمال می کرد، از خطاهای بزرگ او درمی گذشت و همین معاویه در زمان عمر موفق شد که در شام برای خود حکومتی شاهانه برپا کند و با توجیهاتی واهی، از خشم خلیفه در امان بماند.
بله، نمی توان انکار کرد که در زمان عثمان که بنی امیه بر همه ارکان حکومت مسلط شده بودند، معاویه نیز به صورت حاکمی مطلق درآمده بوده. با پیش آمدن ماجرای شورش مردم علیه عثمان، وی به این نتیجه رسید که در صورت کشته شدن عثمان، می تواند بهترین بهره برداری ها را از قتل او بکند؛ از این رو، در ارسال سپاه درخواستی از سوی عثمان، سهل انگاری کرد تا آن هنگام که عثمان کشته شد. پس از قتل عثمان، معاویه به عنوان خون خواهی عثمان در مقابل حضرت علی علیه السلام قرار گرفت و با او به جنگ پرداخت و پس از شهادت حضرت علی علیه السلام، و پیروزی معاویه در مقابل امام حسن علیه السلام، او به صورت حاکم تمامی مسلمانان در آمد و حکومت خود را چنان تثبیت شده دید که بر خلاف سنت پیامبر صلی الله علیه وآله و همه خلفای پیشین به فکر جانشین کردن فرزند فاسق، فاجر و بی تجربه خود (یزید) برآمد که او عامل قیام امام حسین علیه السلام گشت.
نباید از نظر دور داشت که اگر معاویه قبل از عثمان در شام ریشه ندوانیده بود و نمی توانست مشروعیت حکومت خود را از عمر کسب کند، به هیچ وجه نمی توانست در مقابل حضرت علی علیه السلام قد علم کند؛ چنانچه دیگر افراد خاندان بنی امیه که از سوی عثمان به فرمانداری استان های مختلف گماشته شده بودند، نتوانستند در هنگام عزل به وسیله حضرت علی علیه السلام، در مقابل وی مقاومت کنند.
در مورد علل و انگیزه قیام امام حسین علیه السلام آنچه به اختصار می توان اشاره کرد بدین قرار است: 1-بیعت خواهی یزید: یزید به والی خود در مدینه نوشت: حسین و عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر را احضار نموده و از آنها بیعت بگیر و اگر بیعت نکردند آنها را گردن بزن و سرشان را برای من به شام بفرست. و امام در جواب فرمود: هنگامیکه امت اسلامی به پیشوائی مثل یزید گرفتار گردد باید فاتحه اسلام را خواند[1]. و بدین جهت از بیعت با یزید امتناع ورزید. 2- دعوت مردم کوفه از امام (ع) و اقامه حجت بر امام (ع): بجهت اینکه وظیفه امام این است که در صورت آماده بودن زمینه، در جامعه اسلامی حکومت حقه اسلامی را تشکیل دهد و بحسب ظاهر چنین زمینه ای آماده بود، چون مردم کوفه با ارسال حدود 12 هزار نامه برای امام (ع) آمادگی خود را برای کمک به امام با لشکر صد هزار نفری اعلان نمودند[2]، معلوم است که اگر امام اجابت نمی فرمود، چه بسا در برابر خدا و امت اسلامی و تاریخ مسئول بوده و مواخذه می گردید. خلافت و حکومت، حق مسلم آن حضرت بوده است، چنانکه فرموده: به جانم قسم امام نیست مگر آنکه به کتاب خدا عمل کند و به عدل و قسط رفتار نماید و بر حسب قانون و حق مجازات کند و خود را در مسیر رضای خدا قرار دهد[3]و روشن است در آن زمان تنها کسی که بتواند همه این شرائط را به طور کامل رعایت نماید خود امام علیه السلام بوده اند. 3-اصلاح امت و مبارزه با فساد: چنانکه خود حضرت فرمود: انگیزه ام از قیام، اصلاح امت جدم رسول خدا است[4]. و به عبارت دیگر یکی از علل قیام امام حسین (ع) زنده کردن ارزشهای اسلامی بوده است. همان ارزشهایی که حکومت اموی سعی می نموده آنها را نابود کند. برخی از ارزشهایی که حکومت بنی امیه سعی در محو آن داشت بدین قرار است: الف- وحدت اسلامی، حکومت بنی امیه از طریق احیای تعصبات قبیله ای و وادار کردن شعرای قبایل بر هجو قبیله رقیب، و نیز از طریق ایجاد اختلاف میان اعراب اصیل و موالی، سعی می کرد ریشه های وحدت اسلامی را متزلزل کند. در حالیکه شکوه و عظمت اسلام وابسته به همین وحدت میان امت اسلامی است. ب- حریت: منطق حکومت اموی شمشیر و شکنجه و ترس و ارعاب بود و از این طریق حریت و آزادی و آزادگی را از میان امت اسلامی برداشته بودند ولی امام با شهادت خود درس آزادی و آزادگی به مردم داد. و مردم نیز برای بدست آوردن حریت بعد از شهادت امام حسین علیه السلام قیامهای متعددی برپا نمودند. ج- اخلاق اسلامی و انسانی: چون حکومت فاسد با جامعه و مردم صالح نمی تواند کنار بیاید و حکومت ها باید مردم را همانند خود بسازند، چنانکه خود معاویه پس از پیمان با امام حسن بن علی علنا اظهار داشت که به هیچ یک از شرایطی که در قرار داد به نفع امام حسن بن علی قرار داده شده است عمل نخواهد کرد، عملا دروغ و نیرنگ و فساد را در جامعه ترویج می داد. و لذا امام حسین (ع) می فرماید: همانا سنت رسول خدا (ص) را بدست فراموشی سپردند و بدعت ها را زنده کردند. یا فرمود: شما را به زنده کردن معارف حق و از بین بردن بدعتها دعوت می کنم[5]
علل قیام امام حسین (ع)
ادامه مطلب
انحراف، رفتارهایی را که از چارچوبهای تعیین شده توسط جامعه، خارج باشند، شامل میشود. انحرافات اجتماعی در برخی دیدگاههای جامعه شناختی ماهیت جمعی داشته و از علت و منشأ اجتماعی برخوردارند؛ اینگونه از انحرافات از آن جهت بروز مییابند که ساخت و ساز اجتماعی موجود قادر به حل برخی از مسائل اجتماعی و تأمین بعضی از نیازها نیست.[ii]
در این نوشتار، بر آنیم که از منظر جامعه شناختی آسیبهای مشترکی را که احیاناً بر مراسم عزاداری و فرهنگ انتظار در میان شیعیان سایه گسترده مورد بررسی اجمالی قرار دهیم.
عوامل آسیبزا
1. برداشتهای شخصی و سلیقهای
بر اثر مرور زمان[iii] و هنگامی که مراسم عاشورا به عنوان یک واقعیت اجتماعی، در ذهن، اندیشه و جان و قلب شیعیان حضور داشته و در قالب مناسک، رفتار و سنن اجتماعی خاص ظاهر میگردد، در معرض آسیب قرار میگیرد؛ زیرا به دست همه مردم افتاده و هر کس فهم خود از موضوع را بر آن تحمیل میکند که این خود باعث انحرافات و آسیبهایی میشود که در متن و یا در حاشیه آن رخ میدهد.
در مسأله انتظار فرج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز چنین تحریفاتی رخ میدهد که گونههایی از آن بدین قرار است:
برخی انتظار را فقط در امر به معروف و نهی از منکرهای جزئی، منحصر داشته و بیشتر از آن، وظیفهای برای خود قائل نیستند. گروه دوم این را هم بالاتر از توان خود میدانند. گروه سوم به دنبال دنیای پر از ظلم از این کار جزئی هم نهی میکند. گروه چهارم فساد را دامن میزنند. گروه پنجم هر حکومتی را قبل از ظهور امام باطل میدانند.
2. هدف، توجیهگر وسیله
در مسأله عزاداری نهضت عاشورا نیز بعضی افراد وقتی میخواهند مردم را بگریانند، بسیاری از مسائل نادرست را نقل میکنند که از عظمت عاشورا میکاهد و دور از شأن امام حسین علیه السلام است.
ادامه مطلب
عزاداری حسینی ؛از سودای عشق تا غوغای عقل
بشر در دوره های مختلف زندگی خود با تحولات گوناگونی در حوزه مذهب وفرهنگ مواجه بود ودوره های فراز وفرود و تحولات اساسی را پشت سر گذاراند. ظهور پیلمبران الهی در میان اقوام مختلف موجب پایه ریزی تمدنهای بزرگ در بین ملل گوناگون شد که ریشه واساس زندگی فرهنگی آن ملتها را در دوره های بعدی طراحی نمود.(برای مطالعه ی ما بقی سخن به ادامه مطلب بروید)
آنچه پس از پایه ریزی بنای فرهنگ ملتها مهم است حفظ و تداوم دستاوردهای آن است.
شریعت مقدس اسلام نیز ازاین مهم مبرا نیست بلکه به عنوان کاملترین و خاتم ادیان بیش از همه به حفظ وتدوام دستاوردهای پیامبر(ص) وائمه معصومین (ع) نیازمند است.
یکی از وقایع مهمی که پس ازرحلت پیامبر درجامعه اسلامی رخ داد وجامعه منحرف اسلامی را متحول ساخت, واقعه جانسوزعاشورای سال 61هجری است.این حادثه که بی شک یکی از غم انگیزترین وقایع تاریخ اسلام است علاوه بر آنچه بعضا در میان عامه مردم از آن یاد میشود نیاز به واکاوی و تحلیل فلسفی متن آن واقعه است.
نهضت خونین حسینی بیش از آن که یک واقعه نظامی باشد یک حرکت سیاسی – فرهنگی در راستای اصلاح امت اسلامی بود.با این رویکرد ائمه شیعه وپس از ایشان علمای شیعی هماره بر حفظ دستاوردهای مکتب حسینی اهتمام داشتند. برپایی عزای حسینی علاوه بر سفارشات متقن و پیاپی ائمه در متون حدیثی وتاریخی به پاسداشت حماسه ایثارگرانه امام حسین (ع) ویارانش موجب استحکام بنای همیشه جاوید نهضت خونین کربلاست.
از این رو شیعیان در ایام محرم و صفر نسبت به برپایی عزای حسینی توجه ای خاص داشته ونسبت به برپا شدنر شورآن همت میگمارند.
بی شک در هر مذهب ومرامی اگر دقت نظر در تحلیل علمی دستاوردها ی وبیان آن مطابق نیاز مردم صورت نگیرد آفت هایی به طور محسوس ونا محسوس آن را تهدید خواهد نمود.
ادامه مطلب
جايگاه نماز در عزاداري ها و و ظايف ما در برابر انحرافات
مقام معظم رهبری (دامت برکاته)فرمود :
"امروز حسین بن علی(ع) می تواند دنیا را نجات بدهد ، به شرط آنکه چهره او را با تحریف مغشوش نکنند.نگذارید مفاهیم تحریک آمیز،کارهای تحریف آمیز و غلط،چشم ها و دل را از چهره مبارک و منور حسین بن علی (ع)منصرف کند،با تحریف بایستی مقابله کنید".
با اندکی تأمل به فلسفه عزاداری حسینی که همان زنده نگه داشتن اسلام و مکتب اهل بیت( ع) است متوجه می شویم که در اثر ورود آسیبها، آفات و تحریفات این هدف و فلسفه اصلی تا حدودی فراموش گشته و اهداف کاذب دیگری جایگزین آن شده است.من در این مقاله سعی دارم نمونه ای از این انحرافات را متذکر شوم تا بلکه توجه مسئولین امر جلب شده و برای مقابله با آن اقدامی بکنند.
عزاداری و برپایی مجالس اباعبدالله الحسین(ع) همواره از سوی همه بزرگان و ائمه معصومین تأکید وسفارش شده و این مجالس برکات بسیاری دارند و باید هر سال پرشور تر و باشکوه تر برگزار شود.اما در طول سالیان ،برخی تحریفات و انحرافات باعث فراموشی فلسفه قیام امام حسین (ع) شده است ، که در نتیجه شاهد انحراف از مسیر اصلی قیام امام حسین (ع)بوده ایم.
عزاداری و سوگواری برای سیدالشهدا هر چند عمل بسیار پسندیده ومهمی است اما در نهایت از لحاظ درجه شرعی یک عمل مستحب است و حداکثر می توان گفت مستحب موکد، ولی متأسفانه گاهی شاهد هستیم که برخی واجبات دین فدای این عمل مستحب گردیده که نمود اصلی انحراف از مسیر قیام عاشوراست.
یکی از واجبات مهم دین اسلام که سفارش بسیار بدان شده و به فرموده پیامبر ستون دین است نماز می باشد،اما آیا جایگاه و اهمیت نماز در این مراسمات رعایت می شود؟
برای مثال یک نمونه عینی از این انحرافات که در شهر خودمان همه ساله در روز عاشورا اتفاق می افتد اشاره می کنم.
به خوبی می دانیم که روز عاشورا و لحظه به لحظه آن به منزله کلاس درسی است که استادش امام حسین (ع) می باشد،یکی از درسهای مهم روز عاشورا که توسط امام حسین (ع)تبیین شد جایگاه و اهمیت نماز می باشد. وقتی که ساعت نماز فرا می رسد امام در حالی که بسیاری از یارانش به شهادت رسیده بود و دشمن از هر طرف ایشان را محاصره کرده بود دستور توقف جنگ برای ادای فریضه نماز را می دهد.درس دوم امام در مورد نماز اهمیت نماز جماعت می باشد که امام دستور میدهند بیرون از خیمه ها و به جماعت نماز اقامه گردد هر چند که لشکریان عمر سعد بارها امام و اصحابش را هدف تیرها قرار دادند در حالی که دو تن از یاران امام در حال نماز به شهادت رسید ولی امام و اصحابش نماز خود را کامل اقامه کردند.
حال سئوال من این است آیا می شود به بهانه عزاداری برای امام حسین(ع)نماز را سبک شمرد؟
پس چرا ما همه ساله در میانه در روز عاشورا شاهد هستیم که در نقاط مختلف شهر مراسم شبیه خوانی یا همان تعزیه برگزار می شود و اثری از نماز در آن دیده نمی شود؟
مگر نه اینکه یکی از وقایع مهم روز عاشورا نماز ظهر عاشورا می باشد؟
بانیان و برگزار کنندگان مراسم حداقل ساعتی برای اقامه نماز مجلس خود را تعطیل نمی کنند و آن را تا نزدیکی غروب هم ادامه می دهند و لااقل در قالب نمایش هم نماز را به تصویر نمی کشند.
آیا منکری بزرگتر از این وجود دارد که واجبی را فدای مستحبی کرد؟هر چند این کار برگزار کنندگان مراسم به نوعی ابراز ارادت به امام حسین (ع) محسوب می شود ولی از نظر من بزرگترین خیانت به آرمان حسینی است.
من در ادامه به نقش علما و روحانیون و مسئولین هیئات ها و بانیان مجالس و عموم مردم برای مقابله با این آفتها اشاره می کنم.
ادامه مطلب
تحليل حضرت زينب(س)درباره عاقبت بدكاران در دنيا(1)
بی گمان برای بیشتر مردم تحلیل وقایع در هنگامه رخدادها سخت و دشوار است. زمانی که همه چیز بر امری دلالت می کند که پدیده غالب است، نمی توان از جبر گفتمانی خارج شد و تحلیلی بیرون از گفتمان چیره ارایه نمود، مگر آن که شخص از اهل بصیرت باشد و از پس پرده های ضخیم گفتمان غالب پدیده، حقایق را به درستی دیده و برپایه درک درست حقایق، رخدادهای کنونی را تجزیه و تحلیل کرده و توصیه های مناسب ارایه نماید.
از جمله کسانی که این گونه هستند، در علم می باشند که فشار سهمگین متشابهات را به کناری می زنند و حقیقت تاویلی را آشکار می سازند و مردم را از بحران شک و تردید بیرون می برند و دستگیر مأمنان می شوند.
حضرت زینب(س) در بحبوحه فتنه اموی و در اوج قدرت یزید و یزیدیان، نشان داد که وی نیز یکی از در علم است که متشابهات قدرت یزیدی و گفتمان غالب نظریه سفیانی نتوانست وی را گمراه نماید، بلکه با تلحیل درست وقایع و رخدادهای عصر یزیدی، توانست سرانجام این گفتمان و حرکت حکومت باطل اموی را تبیین کند و چراغی روشن در برابر مردم عصر خود بگشاید و برخلاف ظاهر چیره و پیروز، سرانجام شوم و شکست نهایی دولت فاسد و باطل اموی را پیش بینی کند.
نویسنده در این مطلب بر آن است تا با نگاهی به تحلیل حضرت زینب(س) درباره عاقبت گفتمان اموی و یزیدی، نشان دهد که چگونه در علم می توانند به سبب بصیرت خویش، راهنمای امت و مردم برای عبور از بحران فتنه ها باشند و پیروی از آنان تا چه اندازه می تواند خط روشن هدایت را همواره زنده و روشن نگه دارد و مأمنان را راهنمای کامل باشد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
● تأویل و تحلیل از رخدادها
به نظر می رسد دانش تحلیل رخدادها از فرمول ساده ای پیروی می کند که با نگاهی به متغیرات و عوامل تأثیرگذار درونی و بیرونی مادی به دست می آید این در حالی است که بسیاری از تحلیل ها ناتوان از درک درست واقعیت ها و تبیین توصیه های مناسب است.
ادامه مطلب
تحليل حضرت زينب(س)درباره عاقبت بدكاران در دنيا (2)
● تحلیل حضرت زینب(س) از گفتمان یزیدی
با آن چه بیان شد می توان به آسانی دریافت که چرا تحلیل و توصیه های حضرت زینب(س) از گفتمان اموی و حرکت یزیدی واقعیت می یابد و برخلاف ظاهر قوی دولت اموی و یزیدی، به زودی شکست همه جانبه دولت یزیدی آشکارمی شود و حکومت به طور کامل از سفیانی ها بیرون و به امویان و سپس عباسیان منتقل می شود.
حضرت زینب(س) در چند جا نشان می دهد که از مقام در علم برخوردار است و تأویل ایشان از متشابهات عصر خود تا چه اندازه تأویلی درست و واقعی بینانه بوده است. آن حضرت در مجلس یزید با اشاره به آیه ۰۱ سوره روم، عاقبت شوم دولت یزیدی و سفیانی را بر پرده کلام می آویزد.
یزید در مجلس پیروزی خود بر مهم ترین و اصلی ترین دشمن خلافت سلطنتی، مستانه چوب خیزران برداشته و به دندان های مبارک امام حسین(ع) می نواخت و با آن بازی می کرد.
ابوبرزه اسلمی که حاضر مجلس بود و قبلاً یکی از صحابه حضرت رسول(ص) بود وقتی دید که یزید (خبیث) بر دهان مبارک حضرت حسین(ع) می زند، گفت: ای یزید! وای بر تو! آیا دندان حسین را به چوب خیزران می کوبی؟ گواهی می دهم که من دیدم رسول خدا (ص) او و برادرش حسن را می بوسید و می مکید و می فرمود: شما دو سید جوانان اهل بهشتید، خدا بکشد کشنده شما را و لعنت کند قاتل شما را و ساخته کند از برای او جهنم را! یزید از این سخنان ابوبرزه در غضب شد و فرمان داد تا او را بر زمین کشیدند و از مجلس بیرون بردند. در این وقت جناب زینب(س) دختر امیرالمأمنین (ع) برخاست و خطبه خواند و پس از حمد و ستایش پروردگار و درود برپیامبر(ص) فرمود: هر آینه خداوند راست فرموده هنگامی که فرمود: ثم کان عاقبه الذی اساو السوی ان کذبوا بایات الله و کانو بها یستهزأن؛ سرانجام کسانی که کارهای بد کردند این شد که آیات خدا را دروغ انگاشتند و بدانها استهزا می کردند (سوره روم، آیه ۰۱)
یعنی که فرجام تیره و تار کسانی که بدرفتاری و گناه کردند و با حق ستیزی و گستاخی و نافرمانی و هوسبازی و انکار پیامبران به خویشتن، ستم روا داشتند، خلق و خوی زشت و ضد ارزشی بود که دارنده اش را سخت به زیان می افکند و به زشتی و بیداد می کشاند، چرا که آنان آیات خدا را انکار نموده و بدتر از آن به باد تمسخر می گرفتند.
ادامه مطلب
آثار سياسي عاشورا - شكست يزيديان
با توجه به مفهوم پيروزى و شكست ، به اين نتيجه مى رسيم كه پيروزى آن نيست كه انسان از ميدان نبرد سالم به در آيد و يا دشمن خود را به خاك هلاكت افكند، بلكه پيروزى آن است كه هدف خود را پيش ببرد و دشمن را از رسيدن به مقصود خود باز دارد. اميرالمؤمنين (ع) در اين خصوص فرموده است : «ما ظفر من ظفر الاثم به ، و الغالب بالشر مغلوب» (1) كسى كه گناه بر او پيروز شد، شكست مى خورد و كسى كه از راه بدى بر دشمن ظفر يافت در واقع مغلوب است ». از اين رو اگر چه امام حسين (ع) و يارانش پس از يك نبرد خونبار و قهرمانانه به نور عظيم شهادت رسيدند، اما آنها هدف مقدس خود را به تمام معنى از آن شهادت پر افتخار گرفتند. و هدف اين بود كه به تكليف عمل شده و ماهيت حكومت ارتجاعى و ضد اسلامى اموى آشكار شود و افكار عمومى مسلمين بيدار گردد، كه اين هدف به خوبى انجام گرفت . رسوايى سران اموى و قاتلان امام حسين (ع) به حدى بالا گرفت كه سرانجام پس از گذشت چند سال نه تنها هيچ كس از آل اميه جرأت نداشت نسبت خود را آشكار سازد بلكه بدنهاى مردگان آنها را هم از قبر بيرون كشيدند و با آتش سوزاندند . آرى، راه پيشرفت و پيروزى كه داشت با سرعت فراوان براى آن دودمان كثيف در بين امت هموار مى شد، بعد از واقعه كربلا يكباره درهم ريخت و با رسوايى بسيار، بساط ابوسفيانيان برچيده گشت.
ادامه مطلب
آخر و عاقبت برخي از جنايتكاران كربلا
حرمله ابن كاهل اسدى :
وى يكى از سران جنايتكار سپاه شام بود كه با بىرحمى تمام بهقتل و غارت خاندان وحى در كربلا كوشيد و با جنايات خود، روىجنايتكاران تاريخ را سفيد كرد.
او سرانجام به دست مختار افتاد. وقتى يقين كرد كه كشته مىشودچنين لب به سخن گشود:
اى امير! در كربلا سه تير سه شاخه داشتم كه آنها را با زهرآميخته كرده بودم. با يكى از آنها گلوى على اصغر را كه درآغوش پدرش بود. دريدم. با دومى هنگامى كه امامحسين(ع)پيراهنش را بالا زد تا خون پيشانىاش را پاك سازد. قلبشرا نشانه گرفتم و با سومى گلوى عبدالله بن حسن(ع)را كهدركنار عمويش بود. شكافتم.
مختار كه جنايات حرمله را از زبان خودش شنيده بود تصميم گرفتكه او را به سختترين شكل مجازات كند. براى روشن شدن چگونگىمجازات او حديث زير را مىخوانيم:
«منهال بن عمرو كه از اهالى كوفه بود، مىگويد: براى انجامحجبه مكه رفتم. بعد از انجام مناسك حجبه مدينه رفته به حضورامام سجاد(ع)شرفياب شدم. حضرت پرسيد: حرمله بن كاهل اسدى چهكار مىكند؟
گفتم: او زنده است و در كوفه سكونت دارد. امام دستهاى خود را به آسمان بلند كرد و فرمود: «اللهم اذقهحر الحديد، اللهم اذقه حر النار» ; خدايا! داغى آهن را به اوبچشان. خدايا! داغى آتش را به او بچشان.
به كوفه بازگشتم. مختار ظهور كرده و بر اوضاع مسلط شده بود. بعد از چند روز، به ديدار مختار شتافتم. او را در بيرون خانهاشملاقات كردم. به من گفت: اى منهال! چرا نزد ما و زير پرچم مانمىآيى و به ما تبريك نمىگويى و در قيام ما شركت نمىكنى؟
گفتم: به مكه رفته بودم. باهم گرم صحبتشديم تا به ميدان«كناسه» كوفه رسيديم. در آنجا مختار توقف كرد. فهميدم كه درانتظار كسى است. زمانى نگذشت كه چند نفر نزد او آمده گفتند: اىامير! بشارت باد كه حرمله دستگير شد. سپس ديدم چند نفر ديگرحرمله را كشان كشان نزد مختار آوردند. مختار با ديدن حرملهگفت: سپاس خداوندى را كه مرا بر تو مسلط نمود.
سپس فرياد زد: الجزار الجزار; (يعنى آى قطع كننده)جزار حاضر شد. مختار به او روكرد و گفت: دستهاى حرمله را قطعكن. او چنين كرد. آنگاه فرياد زد: پاهايش را نيز قطع كن. جزارچنين كرد. سپس صداى مختار بلند شد: آتش بياوريد. آتش بياوريد.
طولى نكشيد كه با جمع كردن نىها آتشى شعلهور شعلههاى آتشزبانه مىكشيد. حرمله را با دست و پاهاى بريده داخل آتشافكندند.
با ديدن اين منظره گفتم: سبحان الله! مختار كه به شگفتى منپى برده بود گفت: ذكر خدا خوب است ولى چرا تسبيح گفتى؟!
ادامه مطلب
انگیزۀ حرکت و نهضت امام حسین"ع"
1- بیعت نکردن با طاغوت
2- جواب مثبت دادن به نامه های مردم کوفه، برای تشکیل حکومت
3- امر به معروف و نهی از منکر
1) خوب همانطور که شما بزرگواران آگاهید، امام حسین"ع" در جامعه ای زندگی می کردند که حاکم جامعه و رهبر دین؛ دینی را معرفی می کرد که اساس کارش بی بند و باری، شرابخواری و حق کشی و حق خوری بود و این چیزی است که صدوهشتاد درجه با دین پیامبر "ص" تعارض و اختلاف دارد. در حالی که امام حسین"ع" می خواهد دین جدش را تحکیم ببخشد و احکام اسلام را جاری و اجرا نماید که این مطلب از سخنان حضرت در تحف العقول فهمیده می شود که می فرماید:
(واشتسلمتم امورالله فی اتدیهم، یعملون باشبهات، و یسیرون فی الشهوات)
" ای مردم شما از ترس جان و مالتان زمام کارهای خدا را به یک سری عیاش سپردید که به شبهات عمل کردند و غرق در خواهش های نفسانی خود شدند."
پس اگر حضرت سیدالشهدا با یزید ملعون که با عیاشی و شرابخواری و سگ بازی، مقدسات و ارزش های اسلام را زیر پا گذاشته بود، بیعت می کرد؛ اسلام نابود می شد.
2) یکی دیگر از اهداف امام حسین"ع" برای قیام علیه طاغوت، جواب مثبت دادن به نامه های مردم کوفه برای تشکیل حکومت بود.
کوفیان برای دعوت امام "ع" چندصد هزار نامه برایشان نوشته بودند که اگر با وظیفه و مسئولیت امام هم کاری نداشته باشیم، عقل به ما حکم می کند که امام حسین"ع" باید به یاری و کمک آنها برود.
ولی آنها که خداوند لعنتشان بکند با امام چه کردند؟
لا یوم کیومک یا اباعبدالله
3) سومین انگیزۀ حضرت سیدالشهداء "ع" برای قیام علیه طاغوت، امر به معروف و نهی از منکر بود. یکی از واجبات در اسلام امر به معروف و نهی از منکر است.
معروفیات چیست؟ کارهای نیک – نماز- روزه – حج – قبول یگانگی خداوند - قبول رسالت پیامبرش و همچنین قبول امامت بعد از پیامبر.
ادامه مطلب
نهضت عاشورا در نگاه امام خميني (ره)
عاشورا وكربلا در نگاه امام جایگاه ویژه ای دارد وامام نظر گاه بلندی به عاشورا افـكنـده وآن رادست مایه سترگي براي آفریـنـش انقلاب اسلامی یافته واز آن الهام گرفته است امام خمینی(ره) قیام خودرابرگرفته ازقیام سیدالشهدامعرفی میكندوبه آن افتخارمی كندو یادآورمی شـودكه مابـایستی درسـهای شجاعـت،شهـادت،عدالـت، عدالـت خـواهی،مبارزه باظـلم، ودفاع از مكتب رافراگیریم.وبااستدلال به شیوهوسیره ی زندگی امام حسین(ع)منطق راحـت طلبـان بـی درد سازشگران دنـیاطلب و تماشاچیان توجیه گر رامردودمی شمارد.
این بدان جـهت اسـت كه خط سرخ شیعه كه هـمان اسلام ناب محمدی است در كربلا برجسته ترمی شود.درپرتونهضت عـاشوراآزادی خواهـی،ذلت ستیـزی وشهادت طلبی كه لازمه مـبـارزه بادستگاه جور است پررنـگ ترمی شود. لـذاپژوهشگـران ومورخان قیام امام رادارای ویژگی های كه نـه تنهادرقرن های معاصربلكه درطول تاریخ نظیرنداد.بی شك یكی ازآن ویژگی هاپیوندی است كه بین انقلاب امام خمینی(ره)وانقلاب امام حسین در سال61هجری وجود دارد.نگاهی كلی به شخصیت امام حسین (ع) از نگاه امام خمینی(ره)
۱-قیام برای خدا: سید الشهداء با چند نفر ازاصـحاب قیام كردندچون قیام لله بود اساس سلطنت آن خبیث را درهم شكستند.
2-مسؤلیت پذیری: در بحث مسؤلیت پذیری از همه انبیاء و اولیاءبارزتر و معروف تر سیدالشهـدا است.
اگر وضع تفكر امام حسین(ع) مثل بعضی از مقدسین جامعه خودش بودكربلایی پیش نمی آمدیـك راحت طلبی بود وكـناره گیری از جـامعه لكن وضـع تفكرامام حسین(ع)طوردیگری بود
۳-شهادت طلبی: هرچه روزعاشوراوشهادت به امام حسین(ع)نزدیك ترمی شدافروخته ترمی شد.جوانان اومسابقه می دادندبرسر این كه شهیـد شونـد، همه می دانستنـد كه بعداز چندساعت دیگر شهیدند.
۴- صبر واستقامت:روزعاشوراوشب یازدهم مصائب ومخایفی اتفاق افتادكه تحمل این همه سختی و رنج ومشقت را كسي جز حضرت زینب(س) نداشت.
۵-تجلیات عرفانی و جود مقـدس امـام حسین(ع):ماكه تابع امام حسین(ع)هستیـم بـایـد بـه تفكردر مسائل عرفانی وملكوتی امـام حسیـن(ع) بـپردازیـم و ببینیم ایشان چه وصفی در زندگی داشت.قـیـامـش، انگیزه اش نهی از منكر بود كه منكری باید ازبین برود.مناجات شعبان، دعای عرفه امام حسین و...فلسفه ی نهضت عاشورا
اگر در رابطه با فلسفه نهضت امام حسین(ع) بخواهیم صحبت نماییم باید به یك متفكر واسلام شنـاس ژرف اندیش بپردازیم كه بهتر از امام راحل پیدا نمـی شود.امام راحل اهداف مختلفی رابرای قیام امام حسین(ع)بیان كردكه اولاً همه اینها در طول یكدیگرند و نه تنهابا هم مناقاتی ندارند بلكه مكمل هم هستند.
۱- بازگرداندن جامعه به سنت وسیره ی پیامبر: به دلـیل نحراف جامعه اسلامی از سنت وسیرهینبوی دردورهی حاكمیت یزیدامام حسین(ع)تلاش اصلی ومحوری خودرا بازگر داندن جامعه به سنت وسیره ی نبوی معـرفی می نماید.امام حسین(ع) درخطبه ای می فرمایدكه پیامبر اكرم فرموده است:كسی كه ببیندیك سلطان جائری حلال می شمرد حرمـات الله را و مـع ذالك سـاكت شد و تغییر نداد باقول خودش بـا عمل خودش ایـن انجـرفی كه سلطـان جائر پيداكرده حتم اسـت برخداي تبارك وتعالي كه جاي اوراهم همان جايسلطان جائردرآخرت قرار بدهد.
۲-حفظ واحیای شریعت: درطول هدف پیشین احـیای شریعت اسلامیازدستبردوتطاول معاندانازجمله هدف هـای والای حسینی است.خطری كه كه معاویه ویزید برای اسلام داشتند منصب خلافـت نبود این كمترین خطر بود ولی خطر اصلی این بود كه می خواستند :
ادامه مطلب
درسهايي از نهضت عاشورا(1)
در اين قسمت مي خواهيم به بيان درسهايي از واقعه و نهضت عظيم عاشورا بپردازيم كه اين مطالب در سه بخش به حضورتان تقديم مي گردد:
ظلم ستیزی
امام حسین علیه السلام با قیام خود در برابر یزیدیان، به انسان ها درس ظلم ستیزی و عدم سکوت و تسلیم در برابر زورمندان و ستمگران دادند و به آنها آموختند اگر قادر به کوتاه کردن دست ستمگران نیستند، دست کم سکوت نکنند و از طریق افشاگری به رسوا کردن طاغوت ها بپردازند. لذا آن حضرت به محض این که خبردار شدند که یزید به عنوان خلیفه مسلمانان زمام امور جامعه اسلامی را در دست گرفته است شروع به مخالفت با او کردند و سپس با هدف هدایت مردم به افشای یزید پرداختند. از جمله می فرمودند: «یزید مرد فاسقی است. شراب می نوشد، انسان های بی گناه را به قتل می رساند و به صورت علنی مرتکب فسق و فجور می شود».
دلاوری
امام حسین علیه السلام در راه هدفی که داشت از هیچ پیشامدی بیم به دل راه نداد هیچ مانعی او را از پیکار با دشمنان مأیوس نساخت. در نبرد با نیروهای نظامی یزید چون شیر خروشید. نقل کرده اند که در روز عاشورا هر لحظه بیش از پیش چهره مبارکش برافروخته تر می شد و با تمام وجود به مبارزه می پرداخت و در ضمن رجزهایی که می خواند به دشمن اعلام می کرد: «هرگز سر تسلیم در برابر خواسته های شما فرود نمی آورم و به خدا قسم با شما دست بیعت نخواهم داد و هرگز از جنگ با شما نمی گریزم». تا لحظه ای که جان در بدن داشت کسی را یارای نزدیک شدن به خیمه های او نبود. وقتی با دلاوری و یک تنه به لشکریان یزید حمله می کرد، انبوهی از افرادِ تا دندان مسلح از ترس پا به فرار می گذاشتند.
درس امام شناسی
حضرت امام حسین علیه السلام خطاب به مردم کوفه می نویسد: «به جانم سوگند، امام و پیشوای مردم کسی است که بر اساس قرآن حکم کند و به قسط قیام کند و از دین حق پیروی نماید و در راه خدا، خویشتن دار باشد». آن حضرت با این پیام به رهبریِ طاغوت هایی که بر خلاف قرآن و حق و عدالت رفتار می کنند و همواره اسیر خواهش های نفسانی خود هستند خط بطلان کشیدند و به جهانیان اعلام کردند که هرگز حاضر به قبول چنین پیشوایانی نشوند؛ چرا که آنها مردم را به سوی گم راهی می کشانند و از خیر دنیا و آخرت محروم می سازند.
حفظ مقدسات اسلامی
در ماجرای عاشورا گرچه تمام رفتارهای امام حسین علیه السلام و یاران غیورش با هدف حفظ اساس دین و احکام الهی تحقق پیدا می کرد، امّا در عین حال تک تک موضع گیری های آن حضرت و همراهانشان بر اهمیّت موضوع یا حکم خاصی را تأکید می کرد که می تواند برای پیروان امام حسین علیه السلام بسیار آموزنده باشد؛ به عنوان مثال از آن جا که در فرهنگ اسلامی مکه و بیت اللّه الحرام از احترام و منزلت بسیار والایی برخوردار است، وقتی امام حسین علیه السلام احساس می کنند که ماموران مخفی یزید ممکن است او را در کنار خانه خدا ترور کنند و بدین وسیله قداست حَرَم الهی شکسته شود، فورا از مکه خارج می شوند و می فرمایند: «به خدا سوگند، اگر در خارج از مکه کشته شوم خیلی بهتر از آن است که در داخل مکه در کنار کعبه کشته شوم». امام خمینی رحمه الله در این باره می فرمایند: «سیدالشهدا در مکه نماند که مبادا به ساحت قدسی مکه جسارت بشود».
درس حفظ عفاف و پاسداری از حجاب
از درس های مهمّ عاشورا پاسداری از حجاب است که برای بانوان جامعه اسلامی بسیار آموزنده و در عین حال هشداردهنده است. وقتی در عصر عاشورا لشکریان بی شرم یزید خیمه ها را آتش زدند و از غارت لباس های خانواده شهدا و حرم اهل بیت علیهم السلام نیز چشم پوشی نکردند، بُعد دیگری از رسالت زنان قهرمان کربلا، یعنی حفظ عفاف و حجاب نمود بیشتری پیدا کرد. بانوان هریک به گونه ای در این باره به انجام وظیفه می پرداختند. نقل می کنند وقتی که مردم گرد آمده بود که اسرای اهل بیت را تماشا کنند، ام کلثوم خطاب به آنها فرمود: «ای مردم! آیا شرم نمی کنید برای تماشای اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم که پوشش مناسبی ندارند جمع شده اید؟» حضرت زینب علیهاالسلام در کاخ یزید خطاب به او می فرمایند: «یَابنَ الطُلَقاءِ، آیا این کار تو که زنان و کنیزانت را در جای امن و دور از چشم مردم قرار داده ای و دختران رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم را با پوشش نامناسب در شهرها می گردانی، که همه به آن ها نگاه کنند عادلانه است؟!»
درس توحید
در یک کلام حادثه کربلا کتابی سرشار از معارف اسلامی، و اصلی ترین درس آن درس توحید است. در رفتار سیدالشهدا و یاران بزرگوارش توحید عملی به زیبایی تمام جلوه گر شده است. آنان اثبات کردند که اگر امر بین رضای خداوند و رضای غیر خدا دایر شود، به آسانی از هرچه غیر خداست چشم می پوشند و در سایه رضای او قرار می گیرند. این است درس جاوید تاریخ عاشورا برای همه موحدان عالم.
ادامه دارد ...
درسهايي از نهضت عاشورا(2)
ادامه دارد ....
پایبندی به نماز
از جمله درس های مهمّ نهضت عاشورا لزوم پایبندی به نماز و پاسداری از آن است. امام حسین علیه السلام به مسئله اقامه نماز و ترویج فرهنگ آن اهتمام زیادی می فرمودند. در عصر تاسوعا وقتی لشکر عمر سعد تصمیم گرفت که جنگ با امام حسین علیه السلام را آغاز کند، آن حضرت برادرش حضرت ابوالفضل را مأمور ساخت تا از دشمن یک شب مهلت بگیرد و علّت درخواست مهلت را این گونه بیان فرمود: «امشب را به ما مهلت دهند تا به نماز و دعا و استغفار مشغول شویم؛ زیرا خدا می داند که من نماز و دعا و قرآن را دوست می دارم».
ظهر عاشورا وقتی عمرو بن کعب به حضرت عرض کرد: هنگام نماز است، امام علیه السلام فرمود: «نماز را به یاد ما انداختی، خداوند تو را از جمله نمازگزارانی که به یاد خدایند قرار دهد. از دشمن بخواهید دست از جنگ بردارد تا نماز به جای آوریم».
نترسیدن از مرگ
امام حسین علیه السلام در روزگاری که ارزش های اصیل اسلامی نظیر شهادت طلبی، در نتیجه حاکمیّت یزیدیان به فراموشی سپرده می شد، آنها را از نو در جامعه زنده کردند و عشق به شهادت را به مانند فرهنگی حیات بخش در نهاد انسان های مؤمن و آزاد جانشین ترس از مرگ ساختند.
نقل شده است وقتی در شب عاشورا امام حسین علیه السلام به اصحاب و برادران و فرزندان خود فرمودند: «فردا همه شما کشته خواهید شد»، قاسم بن حسن علیه السلام ـ که جوان کم سن و سالی بودند ـ نگران بودند که نکند فیض بزرگ شهادت به لحاظ کمی سن شامل حال او نشود. لذا از آن حضرت سؤال کرد حتی من هم؟ امام حسین علیه السلام برای امتحان از حضرت قاسم پرسیدند: «مرگ را چگونه می بینی؟» این نوجوان پاک سرشت در جواب فرمودند: «مرگ در ذائقه من شیرین تر از عسل است».
جوان مردی و فرزانگی
در تمام صحنه های نهضت عاشورا و نیز در رفتار امام حسین علیه السلام صداقت و جوان مردی موج می زند. نمونه بارز آن برخورد امام با حر و سپاهیان اوست. در مسیر کربلا در منطقه «شراف» وقتی حرّ با لشکریانش جلو کاروان امام حسین علیه السلام را گرفت، با وجود این که لشکریان حرّ جان او و اصحابش را تهدید می کردند، وقتی امام حسین احساس کردند که آنها تشنه اند به همراهان خود دستور دادند همه آنها را سیراب کنند؛ حتی آن حضرت با دست خود مشک آب را در دهان بعضی از سربازان حرّ قرار می دادند.
ادب و بزرگواری
از درس های مهمّ و ماندگار عاشورا ادب و بزرگواری است که در رفتار تک تک همراهان امام حسین علیه السلام در طول این سفر به چشم می خورد؛ برای مثال وقتی حرّ متوجّه کار نادرست خود شد، با ادب وصف ناپذیری به خدمت امام علیه السلام رسید و از آن حضرت طلب گذشت کرد. هم چنین در گفتار حضرت عباس علیه السلام می بینیم که ایشان همواره از امام حسین علیه السلام که برادرشان بود با عنوان «سیّدی و مولای» یاد می کرد. هم چنین وقتی رفتار حضرت زینب علیه السلام را مشاهده می کنیم ادب و بزرگواری را در اوج خود می بینیم. آری او دو پسر خود را در رکاب برادر، فدای اسلام کرد، ولی نه تنها در موقع انتقال جنازه فرزندانش از خیمه بیرون نیامد، بلکه از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام یک بار هم کلمه ای درباره فرزندانش بر زبان نراند و همیشه یاد و نام سالار شهیدان را گرامی می داشت و از این طریق درس ادب و بزرگواری می آموخت.
درسهايي از نهضت عاشورا (3)
امام حسین علیه السلام با عمل خود به انسان های مؤمن آموخت هنگامی که اساس مکتب با خطر مواجه می شود، باید در راه حفظ آن از هیچ گونه فداکاری دریغ نورزند. امام حسین علیه السلام وقتی دید زمام جامعه اسلامی به دست فردی مثل یزید افتاده است که به صورت علنی احکام الهی را زیر پا می گذارد قیام کرد و مردم را هم برای مبارزه با یزید فرا خواند و در این راه از جان و مال و فرزندان و یارانش گذشت و اجازه نداد که مرد فاسقی چون یزید احکام الهی را پایمال سازد و فرمود: «ای شمشیرها، اگر دین محمّد صلی الله علیه و آله وسلم جز با قتل من حفظ نمی شود، مرا در بر گیرید». بدین ترتیب عمل آن حضرت الگویی شد برای تمام انسان های مومن که در مواقع به خطر افتادن ارزش های الهی با سرمشق گرفتن از عمل کرد امام حسین علیه السلام در برابر طاغوت ها قیام کرده، جلو تعدی آنها را بگیرند و از این طریق ارزش های دینی را در طول قرون متمادی از خطرها حفظ کنند. یکی از درس های مهم نهضت عاشورا برای همه انسان ها این بود که صرف نظر از هر عقیده ای که دارند، سعی کنند در زندگی آزاده باشند و تن به هیچ گونه خواری ندهند و تسلیم ستم هیچ ستمگری نشوند. آری، آن هنگام که مرد ستمگری چون یزید او را به بیعت با خود فرا خواند، در جواب او فرمود: «هرگز دست ذلّت به شما نمی دهم و هم چون برده ها تسلیم شما نمی شوم» و بارها جمله «مَوتٌ فی عزٍّ خیرٌ مِن حیاةٍ فی ذُلٍّ؛ مرگ با عزت بهتر از زندگی ذلیلانه است»، را بر زبان جاری ساخته، انسان ها رابه آزادگی دعوت کرد. در کربلا وقتی آن حضرت را بین مرگ و بیعت با ستمگری چون یزید مخیّر ساختند، فرمودند: «این گروه ستم پیشه مرا به انتخاب یکی از دو چیز یعنی جنگ و پذیرش ذلت مجبور کردند. امّا محال است که من به ذلّت تن دهم». امام حسین علیه السلام ضمن تبیین این حقیقت که حاکمیّت یزید بزرگ ترین منکر اجتماعی است و در چنین اوضاعی وظیفه انسان آزاده و با تقوا امر به معروف و نهی از منکر است، در نامه ای که به افراد سرشناس کوفه فرستادند این سخن پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را گوش زد کردند که می فرمایند: «هر مسلمانی سلطان ستمگری را ببیند که حرام خدا را حلال می شمارد و پیمان الهی را در هم می شکند و با سنّت رسول خدا مخالفت می کند و در برابر چنین سلطانی با عمل یا گفتار مخالفت نکند، بر خداوند سزاوار است که چنین کسی را داخل آتش جهنم سازد». حضرت در ادامه فرمودند: «آگاه باشید به درستی که اینان (یزیدیان) پیروی از خدا را ترک و تبعیّت از شیطان را بر خود واجب کرده اند. فساد را رواج داده، حدود الهی را تعطیل کرده اند... حلال را حرام و اوامر و نواهی الهی را دگرگون کرده اند. من سزاوارترین شخصی هستم که به این اوضاع اعتراض کنم...». و در وصیّتی که به برادرشان محمد حنفیه نوشته اند تصریح دارند: «من برای خودخواهی یا خوشگذرانی و فساد قیام نکرده ام؛ بلکه می خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و سیره جدم و راه و روش پدرم را احیا کنم». بر این اساس یکی از درس های مهمّ عاشورا ضرورت احیای دو تکلیف بزرگ الهی، یعنی امر به معروف و نهی از منکر، است. در جای جای حماسه عاشورا شکیبایی در رفتارها و گفتارهای حماسه آفرینان عاشورا به چشم می خورد. امام حسین علیه السلام وقتی از مکه عازم عراق می شدند در ضمن خطبه ای فرمودند: «رضای الهی رضایت ما اهل بیت است. بر امتحان ها و بلاهای او صبر می کنیم، او نیز پاداش صابران را به ما عطا می کند» و در یکی از منازل بین راه به همراهانشان فرمودند: «ای مردم هر کدام از شما تحمّل تیزی شمشیر و ضربت نیزه ها را دارد با ما بماند وگرنه برگردد» و در طول این سفر هم خود امام حسین علیه السلام و هم یاران باوفایش در مقابل تمام حوادثِ تلخ شکیبایی را پیشه خود ساختند و به همه انسان در طول تاریخ درس بردباری در راه هدف آموختند. امام حسین در روز عاشورا در اوج نبرد با دشمن به یاران خود فرمودند: «ای بزرگ زادگان و آزادمردان، بردباری را پیشه خود سازید. مرگ پلی است که شما را از سختی ها به سوی بهشت و نعمت های ابدی عبور می دهد». وفا و عمل به پیمان و ایستادگی بر سر عهد از ویژگی های امام حسین علیه السلام و اصحاب وفادار آن حضرت است. آن حضرت شب عاشورا در توصیف اصحاب خود فرمودند: «هیچ اصحابی وفادارتر و صادق تر از یاران خود نمی شناسم» در توصیف وفاداری خود آن حضرت در زیارت نامه ایشان می خوانیم: «اَشْهدُ انّکَ قد... وَفَیْتَ و اَوفَیتَ؛ شهادت می دهم که تو به عهدی که با خداوند بسته بودی وفا کردی». یکی از صحنه های بزرگ تجلی وفاداری یاران امام حسین علیه السلام برخورد حضرت ابوالفضل علیه السلام با امان نامه ای است که شمر برای آن حضرت و برادرانش آورد. ایشان با ردّ آن می گوید: «من هرگز از دینم دست بر نمی دارم و تا جان در بدن دارم از امام و پیشوایم حسین حمایت می کنم». لذا در زیارت نامه اش وارد شده: «شهادت می دهم که تو به بیعتی که با امام حسین علیه السلام بسته بودی وفا کردی و دعوتش را اجابت نمودی و از دستوراتش اطاعت کردی»فداکاری در راه مکتب
آزاده زندگی کردن
لزوم احیای امر به معروف و نهی از منکر
بردباری
وفاداری
حماسه عاشورا را زنان و مردانى ساختند كه مرگ سرخ و شهادت را بر زندگى ذلتبار ترجيح دادند تا گلواژه آزادى و آزادگى همواره در تاريخ سبز بماند.
در اين حماسه خونين بيشتر به نقش آفرين مردان و يارانى كه در ركاب حضرت به فوز عظيم شهادت نايل شدند توجه شده است و نقش زنان كمتر مورد توجه بوده است. تنها در حماسه عاشورا از اسوه صبر و مقاومت زينب كبرى (س) و نقش وى در پيام رسانى صحبتشده است و نقش ديگر زنان حماسه شعور و شرف و آزادگى مورد غفلت واقع شده است، از اين رو در اين مقاله به معرفى اجمالى زنان حماسهساز در نهضت عاشورا مىپردازيم.
بدون ترديد در طول تاريخ اسلام و به ويژه تشييع زنان از سهم بسزايى برخوردار بودهاند و عاشورا نيز برههاى از همين تاريخ سراسر صبر و ايثار و مقاومت و خودآگاهى است. زنان مسلمانان از بدو تولد اسلام به جهانيان نشان دادند كه از آگاهى و شناخت و شعور برخوردارند و بر خلاف آنچه سردمداران دفاع حقوق زن مىپندارند، زن مسلمان نه عروسك حرمسرا و نه موجودى به دور از واقعيتها و مسايل اجتماعى و سياسى و نظامى است و تاريخ عاشورا بيانگر اين واقعيت است، چنانكه زمانى كه افرادى چون عمر سعد در انتخاب صراط مستقيم راه را گم كردند و افرادى چون زهير بن قين كه در يارى امام دچار ترديد شده بودند، زنانى چون دلهم ( همسر زهير ) شوهرش را به يارى امامش دعوت كرد و او را از تنگناى امتحان سرفراز بيرون آورد. نيز زنانى چون ام وهب و بانوى غيريه قاسطيه كه شجاعت در ركابشان مردانگى آموخت.
در حقيقت نقش زنان در حماسه عاشورا همچون خود عاشورا جاويد خواهد ماند و آنان براى هميشه تاريخ بر بار شيعه بهترين الگوى ايمان و ايثار و اخلاص و فداكارى خواهند بود.
زنان در عاشورا
نقش زنان در حادثه خونبار عاشورا از ابعاد گوناگونى برخوردار است كه به بعضى از آنها اشاره مىشود:
يكم- مشاركت در جهاد
شركت در جبهه پيكار و همدلى با نهضت مردانه امام حسين(ع) و مشاركت در ابعاد مختلف آن، از جلوههاى اين حضور است. از همكارى طوعه در كوفه با نهضت مسلم و همراهى همسران برخى از شهداى كربلا گرفته تا اعتراض و انتقاد برخى همسران سپاه كوفه به جنايتهاى شوهرانشان مثل خولى نمونههايى از اين دست است.
دوم- آموزش صبر
روحيه مقاومت و تحمل زنان در مقابل شهادت مردان اسلام در كربلا از درسهاى نهضت عاشورا بود كه اوج اين صبورى در رفتار زينب كبرى(س) جلوهگر شد. آموزش صبر و مقاومتحماسه عاشورا در زنان آگاه و مبارز متجلى شده و در طول جنگ تحميلى زنان مبارز و فداكار انقلاب اسلامى ايران نشان دادند كه آموزش صبر و مقاومت را از شير زنان كربلا به خوبى آموختهاند.

سوم- پيام رسانى
افشاگرى جنايات يزيديان چه در سفر اسارت و چه پس از بازگشتبه مدينه، به معناى پاسدارى از خون شهدا بود. افشاگرى بانوان به دو صورت، خطبه و گفتگوهاى پراكنده صورت پذيرفت، و اگر پيام رسانى زينب كبرى(س) و بقيه زنان نبود، امروز حماسه عاشورا به اين روشنى براى شيعه تجلى نمىكرد و چه بسا آن واقعه عظيم عقيم مىماند.
چهارم- روحيه بخشى
يكى از مسايل مهمى كه در هر جنگى مورد توجه بوده است، روحيه جنگاوران است و زنان اين مهم را بر عهده داشتند چه در جنگهاى صدر اسلام و چه در جنگهاى ديگر.
ادامه مطلب